Follow

مدتی بود صداش میومد وقتی خبری از مادرش نشد، رفتیم سراغش.
اولش می‌ترسید. اما بالاخره اومد و شیر خورد.

@mz
زمان ما پیش می‌کردیم که برن گربه‌ها نه بیان :)

@alefvanoon
هر دوتاش رو داریم
پیش یواش یعنی بیا پیش با دعوا یعنی برو.

@mz
گربه‌ها هم از دست ما در امان نیستن. :)))

Sign in to participate in the conversation
mas.to

Hello! mas.to is a general-topic, mainly English-speaking instance. We're enthusiastic about Mastodon and aim to run a fast, up-to-date and fun Mastodon instance.