رفقا، راهی هست که Proxy SwitchyOmega رو جوری تنظیم کنیم که محتواهای فیلترشده رو، بدون دادن لیست مشخص، به صورت خودکار با پروکسی معینی (مثلاً تور) باز کنه؟

نشونه‌ای از احیای سنت زیبای بانک‌زنی به جای بانک‌زنی. 👌

Show thread

توی تعطیلات ارتحالیدی دزدا ریختن حدود ۱۷۰ تا از صندوق‌های امانت بانک ملی شعبهٔ دانشگاه تهران رو سرقت کرده‌ان، آخرشم تجهیزات سرور و مانیتورینگ رو با خودشون برده‌ان. از اون دزدی‌های تمیز کلاسیک!
خبرگزاری صدا و سیما گفته: «سیستم هشدار بانک که باید هم به تلفن همراه رئیس بانک و هم به سامانه پلیس متصل باشد، فقط به تلفن همراه رئیس بانک متصل بوده است و این سرقت به تلفن همراه رئیس بانک پیامک شد اما به دلیل این‌که در سنوات گذشته این سامانه هشدار اشتباهی داده بود، رئیس بانک به این پیامک اعتنایی نکرد». 😆

ناراحت‌کننده 

کیسه‌های برنج که کیف کار کارگران ساختمان بوده آویزان بر دیوار و خودشان زیر خروارها آوار مدفون.
پی‌نوشت:
تجربه در عمل نشون داده که لعن و نفرین و احالهٔ مکافات عمل به پروردگار یا کارما یا دست تقدیر، حتی یک مو هم از سر باعث و بانی وضع موجود کم نمی‌کنه.

ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'
bbc.com/persian/arts-61540159

«... تو مپوشان سخن‌ها که داری
تو بگو با زبان دل خود
هیچ‌کس گوی نپسندد آن را
می‌توان حیله‌ها راند در کار
عیب باشد ولی نکته‌دان را
نکته‌پوشی پی حرف مردم...»

در جامعهٔ ما هر وقت زنی برای زندگیش تصمیمی می‌گیره یا تغییری در طرز فکرش ایجاد می‌کنه، همه (و از جمله حتی زنان نزدیک خودش!) دنبال رد پای تأثیر مردی هستن. انگار که اون زن خودش نمی‌تونسته مستقلاً آغازگر و پیش‌برندهٔ این تغییرها باشه.

احسان عبدی‌پور (نوازنده ساز سرنا) برای همدردی با مردم و در عزای درگذشتگان آوار به نواختن مقام «چمری» پرداخته است.
ilna.news/fa/tiny/news-1236855

چقدر عمق داره نوای این ساز.

آمدم رزومه‌ام رو با Ai درست کنم، نتونستم؛ چون حروف فارسی رو به شکل درهم‌ریخته‌ای نشون می‌داد. هر تنظیمی هم که بلد بودم دستکاری کردم و درست نشد. در نهایت، رو باز کردم و بدون هیچ‌گونه آموزش قبلی و بی هیچ مشکلی شروع کردم کار کردن.

تصور بی‌قدرتی درست به اندازهٔ خود بی‌قدرتی فلج‌کننده است. چطور می‌شه به جامعه‌ای که باور داره فلجه، فهموند که فلج نیست و باید از تخت بلند شه و راه بیفته؟

این روزها آدم‌های زیادی رو می‌بینم که در غم و خشم از وضع مملکت غوطه‌ورن، اما احساس می‌کنن که هیچ کاری از دستشون برای تغییر اوضاع بر نمیاد؛ یعنی خودشون در برابر ارادهٔ حاکمیتی که سرزمین رو از هر نظر به تباهی و فلاکت کشونده، کاملاً بی‌قدرت و دست‌بسته می‌بینن.
وقتی خشم مجرایی برای بروز پیدا نکنه و ناگزیر سرکوب بشه، درماندگی و افسردگی به بار میاره و همون اندک توان باقی‌مانده برای تغییر رو هم از بین می‌بره.
سلامت روان جمعی ایجاب می‌کنه که این چرخهٔ باطل رو بشکنیم و با هر شرایط خفت‌باری نسازیم.

«این سکانس فیلم «پری» مهرجویی که خسرو شکیبایی تو تاکسی بلند گریه می‌کنه و بقیه هم بدون اینکه دلیل گریه‌اش رو بدونن میزنن زیر گریه. همین حال الان همه‌مونه. همین لحظه…»
nitter.net/ZnbGhsh/status/1530

@Salizan
«... از این پس دیده برتافتن تنها انکار من خواهد بود. خلاصه، از این پس فقط می‌خواهم به زندگی آری گویم.»
__ نیچه، حکمت شادان، ص۲۴۶.

کدومتون جرأت دارید به سرنوشتتون عشق بورزید؟

اونیه که می‌تونی آسیب‌پذیری و شکنندگیت رو پیشش آشکار کنی و از زخم‌هات براش بگی، و خاطرجمع باشی که ازشون سوء استفاده نمی‌کنه.

«دریچه‌ها»

ما چون دو دریچه، روبروی هم،
آگاه ز هر بگومگوی هم.
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده.
عمر آینهٔ بهشت، امّا... آه
بیش از شب و روزِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته‌ست،
زیرا یکی از دریچه‌ها بسته‌ست.
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر، که هرچه کرد او کرد.

[سیاه‌مشق از محمدعلی میرمؤمنی]

گر چه از دل می‌رود عشق به جان آمیخته
با وجود این وداع صعب گریان نیستیم
گو جراحت کهنه شو، ما از علاج آسوده‌ایم
درد گو ما را بکش، در فکر درمان نیستیم

Show older
mas.to

Hello! mas.to is a general-topic instance. We're enthusiastic about Mastodon and aim to run a fast, up-to-date and fun Mastodon instance.