به نظرم، کشته شدن حدیث نجفی مشکوک است.
سناریو است.

امروز یکی آمده بود مدرسه فقط به صورت‌ها و پوشش‌ها نگاه کرد و رفت. :-[

در برابر نمی‌شد، نمی‌شه و چراهایشان بی‌جواب بودم.

امروز دانش‌آموزام آماده‌ی فرصت بودند برای این‌که بگویند چرا چرا چرا فلان آخه برای چه و ...

امروز یکی از دانش‌‌آموزام با بغض گفت نمی‌شد نکُشندش نمی‌شد به‌ش تذکر بدهند نمی‌شد آرام به‌ش بگن.

دوست هندیم پیام داده چه اتفاقی داره توی کشورت می‌افته.

در اینستاگرام همه داشتند کروسان درست می‌کردند صبح شنبه.
کاش می‌شد سفارش بدم.

چه شاعرانه‌ام امروز!
معلوم نیست چی ترشح می‌شود روز اول، آن هم با آن دم‌نوش‌ها و جوشانده‌هایی که این دو سه روز خوردم.

فیلم پرسه در حوالی من را دیدم.

مز گفت ریش من نماد تنبلیه.

دلم می‌خواهد مامان دوم باشم.

امروز به دخترخاله‌ام در تماس تصویری املای انگلیسی گفتم. تصویر فرستاد صحیح کردم.
عصر خبر داد آزمون میان‌ترم 25 شده از 25.

دخترخاله‌ی ۱۱ ساله‌ام پرسید اگر بچه داشتی، این همه کلاس می‌فرستادیش.

کاش می‌شد رشت بمانم؛ در شهر بگردم و به شهرهای دیگر گیلان بروم.
هر روز عصر به چایخانه‌ها بروم، زیر آسمان پُر از ابر کنار پیرمردها بنشینم و کار کنم و به حرف‌هایشان گوش کنم و شب با دوچرخه برگردم خانه.

یک‌شنبه می‌رویم نمایش کتابخورها را ببینیم. ذوق دارم.

Show older
mas.to

Hello! mas.to is a general-topic instance. We're enthusiastic about Mastodon and aim to run a fast, up-to-date and fun Mastodon instance.